خرید بک لینک
وقتی بنا به دلائلی حس و حال دلت ، میزان نباشد، کتابهایی با طعمهای گَس، چندان به مذاقت خوش نمی آیند و هر کاری کنی نمیتوانی خودت را به کتاب ملحق کنی ولو با میخ و چکش؛این برمیگردد به حال درونیِ خواننده کتاب ( مزاج ) و ایضا به جنس و محتوای کتاب؛ چند صفحه ابتدایی آبنبات هل دار را خواندم، احساس کردم در این برهه از زمان که مُحاط شده ام به برخی ابتلائات و اقتضائات، نه تنها حال خوب کن نباشد، که ای بسا در جهت معکوس عمل کند؛ بنابراین، گذاشتمش در لیست انتظار برای مطالعه در گاه مقتضی...از پیشنهاد کننده کتاب و سایر محترم اعضاء حلقه متشکرم و عذرخواه

برچسب: نویسنده: رها امیری تاريخ: جمعه 3 تير 1401 ساعت: 18:37

نقد و بررسی فیلم1- در همان ابتدای فیلم و بعد از تیتراژ اولیه که صدای سالار عقیلی غافلگیرت میکند ، آن مرد جوان سیاهپوست میگوید: من توسط پدرم بارها تنبیه بدنی میشدم و او دلیل این کتکها را عشق و علاقه خویش به من معرفیی میکرد و این چنین بود که من تعریفم از عشق به زدن و کتک شکل گرفت. ( بسیاری از عقده های رفتاری و باورهای دوران جوانی تا میانسالی ناشی از رویکرد رفتاری والدین با فرزندانشان می باشد)2- با مدل فیلمبرداری در این فیلم به برخی از زیباییهای خلقت (آن هم در متن زندگی اجتماعی انسان) بیش از پیش پی میبریم. اگرچه زشتیهای عمیقی را هم این فیلمبرداری جلوی چشمانمان آورد مثل حضور جمعیت زیادی از مردم سیاه لابلای زباله های شهری برای امرار معاش3- یکی از پیامهای اصلی این فیلم را میتوان به ارسال پیام خوشبختی و تعریف آن بر مبنای فرهنگهای مختلف بود.4- در قسمتی از فیلمف پیرمردی سیه چرده اشاره داشت به اینکه دلیل اصلی مرگ و میر در کشور ما عبارتست از: کلاشینکف؛ اشاره ای کوچک به میوه ای از یک شجره خبثه به نام تجارت مرگ از سوی صاحبان کمپانیهای بزرگ اسلحه سازی در سراسر دنیا. کمپانیهایی که ذیل نظام سلطه ، جان انسانهای سایر کشورها ( حتی ملتهای خودشان) عاری از اهمیت است آنچنان که اصل واساس ، فروش اسلحه هایشان و کسب درآمدهای هزارمیلیارد دلاری از این طریق می باشد.5- خانمی جوان در جایی از فیلم خاطراتی از نسل کشی وحشتناک دوران کودکی اش می گوید. از دل این قبیل خاطرات نکات زیادی را میتوان بازگو نمود: اثرگذاری این خاطرات و ایجاد حفره های عمیق شخصیتی در روح و روان صاحب خاطرات تا انتهای عمر ( اگر مراقبت و درمان هدفمند روانشناسانه صورت نگیرد) و انتقال برخی از این حفره های شخصیتی به فرزندان و نسل بعدی اش، ... نک

برچسب: نویسنده: رها امیری تاريخ: جمعه 3 تير 1401 ساعت: 18:37

درباره فیلم "موقعیت مهدی" ، ساخته هادی حجازیفر:این فیلم اساسا شخصیتمحور است؛ حول شخصیت شهید مهدی باکری و ایضا حمید باکری قرار دارد. کارگردان زمانی را که در اختیار دارد، به شش قسمت تقسیم میکند، تلاش دارد شش بُرِش کوتاه از زندگی جهادی شهید مهدی باکری را به تصویر کشیده، چهرهای مجاهد، عازم (صاحب عزم)، شجاع، بصیر و در عین حال غیراسطورهای از مهدی باکری نشان داده، گرد و غبار از تصویر یکی از قهرمانان نستوه ملتی هشتاد میلیونی بزداید تا این ملت محصور در بسیاری از ابتلائات ببالد به وجود چنین ستارگانی در آسمان تاریخ همین چند سال گذشتهاش؛میشود حدس زد هادی حجازیفر از مدتها قبل، خود را مدیون سرداری چون مهدی باکری میدانسته و با ساخت "موقعیت مهدی" خواسته دِین خویش را به این شهید و برادرش مهدی و شهدای مظلوم لشکر 31 عاشورا ادا کرده باشد.  از ویژگیهای برجسته این فیلم، همانا به رخ کشیدن "سختیِ جنگ" به معنای واقعی آن است. از این حیث که کمتر فیلمی از فیلمهای مرتبط با دفاع مقدس توانستهاند صعوبت و سختیِ کارزار در جنگ و فضای آتش و دود و خون و خاکستر را تا این حد خوب و ملموس، نشان دهند، "موقعیت مهدی" را شبیه کتاب " سفر به گرای 270 درجه" دیدم.  با آنکه دهها جلد کتاب با موضوع دفاع مقدس خواندهام، ولی کتابی را سراغ ندارم که مانند "سفر به گرای 270 درجه" توانسته باشد با استفاده از تصویرگریِ کلمات و داستان، تا این حد شیوا و محسوس، وحشتناک بودنِ یک جنگ خونین را عیان کند. حینِ تماشا به محض ورود فیلم به فضای عملیات سخت و نفسگیر خیبر و سپس همهی صحنههایی که از جنگ نشان داد، ذهنم بیدرنگ آن کتاب را به خاطر آورد. اتفاقا نامهای شخصیتهای حاضر در فیلم ( خسرو و قدیر و ... ) را هم شبیه نامهای شخ

برچسب: نویسنده: رها امیری تاريخ: جمعه 3 تير 1401 ساعت: 18:37

صفحه بندی